ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )

7

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح نجم الدين سيف آبادى ) ( فارسى )

آغاز كتاب اندر ياد كردن اصل روايتها از ابن المقفّع و حمزه‌ى اصفهانى و ديگر راويان و شرح آن در هشت باب داده مىآيد ، از ابتداى كتاب تا به قصص ملوك عجم رسيدن و غالب ظنّ من آن است كه اندر مطالعت بسيارى كتابها جدّى تمام نموده‌ام ، و احتياطى بليغ اندران بجاى آورده . و تا به مقصود رسيدن از اخبار ملوك عجم ، اين تاريخها خود كتابى مفرد است ، پرفوايد . و آنچه نبشته شد ، بجز آن نيست كه خوانده‌ام . و إلّا ما شاء اللّه دران سهوى نرفته باشد . و ملتمس آن است كه چون خوانندگان دران خطايى و طغيانى شناسند نامعقول ، مؤلّف را بدان معذور دارند ، كه إلّا از اقاويل متقدّمان نبايد شناخت ، هرچه يافتم جمع آورده شد . و هيچ سخن فرونگذاشتم ، مگر عبارت نقل كردن ، و ترتيب برين‌سان ، بعضى از تازى به پارسى ترجمه كردن كه عادت نطق وقت است ، و اختصار اندر و صفها تصرّف زيادتى دران نرفته است . و بر خداوندان عقل پوشيده نماند كه ، اگرچه از كتابها نقل كرده شده است ، چه مايه رنج كشيده‌ايم درين تأليف . و مرا اين انديشه ازان برخاست كه سخن پادشاهان عجم و نسق و سير ايشان همىرفت . مهترى از جمله‌ى بزرگان حاضر بود به اسدآباد ؛ از من هر چيزى مىپرسيد ، به حكم آنكه شناخته بود هوس من به كتاب خواندن و مشافهه . آنچه بر خاطر بود گفته همىشد ؛ و بر بديهه بر سر شراب دو سه درج بنوشتم درين معنى ، و پس باطل كردم بعد مدّتى . و انديشيدم كه چون يادگارى بخواهد ماند دران تأمّلى بهتر مىبايد كرد ، و رنج بردن تا ازان فايدتى حاصل شود . و اگرنه ضايع بماند ، كه ناگفته را عيب كمتر است و گفته را بسيار ، چنان كه فردوسى طوسى گويد ، بيت : دهان گر بماند ز خوردن تهى * ازان به كه ناساز خوانى نهى پس عزم محقّق كردم بر تأليف اين كتاب . و اگرچه فراغت نبود ، برحسب بضاعت خويش نبشته شد ؛ و از ايزد تعالى دران توفيق خواستم . و ابتدا كرده شد اندر سال پانصد و بيست از هجرت پيغامبر صلّى اللّه عليه ، اندر ايّام سعادت موافقت معظّم مقدّس نبوى امامى مستر شد - أدام اللّه علوّها و حرّس مجدها و